RSS
پربیننده سياسي
RSS
جالب و خواندنی
RSS
پربیننده جام
خبــــر
کد : 91722 بازدید: ۱۶۶۰۸ نظرات: ۹ انتشار : ۱۳۹۱/۴/۷ ساعت : ۱۹ : ۲۸

محمد نوری زاد کیست؟(1)
[-] اندازه متن [+]

فردی که بعد از فتنه 88 و این روزها بیشتر نام او را می‌شنویم نه به واسطه نقش پر رنگش در فتنه، بلکه به دلیل فرستادن نامه های سرگشاده‌اش به رهبر معظم انقلاب است.
نکته قابل توجه آن که این شخص همان فردی هست که در دیدار تهیه کنندگان و کارگردانان با رهبر معظم انقلاب، ایشان را با نام "مولای ما" خطاب می‌کرد.


در این نوشتار عملکرد "محمد نوری زاد" را خواهید خواند تا بدانید که حضرت علی (ع) چه زیبا فرمودند که جاهل را نمی‌بینی مگر در افراط یا تفریط.
رویکرد منافقانه "نوری زاد" که ریشه در برخی از آلودگی‌ها، عقده‌ها و جاه طلبی‌های ناگشوده وی دارد در حالی است که پس از محکومیت وی به سه سال ونیم زندان، نوشته های نامبرده آنقدر ضد انقلابی شده که با لحن بیانیه گروهک‌های تروریستی منافقین و نهضت آزادی و رسانه های بیگانه تفاوتی نمی‌کند.
برخی درباره علت انحراف نوری زاد می‌گویند: وی این‌گونه نبوده و به دلیل بازداشت فرزندش ابوذر در اغتشاشات سال گذشته و آزادی پسرش پس از مدتی، عصبانی شده و واکنش نشان می‌دهد. در حالی که به نظر می‌رسد با مرور فعالیت‌های او در این چند سال همه چیز مشخص می‌گردد.


نوری زاد نزدیک به 30 سال کارمند وزارت کشاورزی بوده و از آن وزارت خانه حقوق دریافت می‌کرد در حالی که بدون حضور در اداره مشغول پروژه های میلیونی بود.
نوری زاد سال 62 بعد از آشنایی از طریق ساخت برنامه تلویزیونی جهاد در بشاگرد، برای مجری گری در برنامه روایت فتح دعوت شد و با هفته ای یک جلسه دو ساعته با شهید سید مرتضی آوینی همکاریش را آغاز کرد و بعد از چند ماه همکاری، اصرار کرد برنامه سریال داستانی "همه با همه" را بسازد و لیکن شهید آوینی به شدت مخالفت کرد ولی وی و برخی از دوستانش با بودجه جهاد کار خودشان را کردند و پس از تولید هم، برنامه غیر قابل پخش تشخیص داده شد و همه آن پول‌ها عملاً به دور ریخته شد!
تنفر "شهید مرتضی آوینی" به اندازه ای بود که او را به خاطر تفکرات گروهکی و عقبه ذهنی‌اش (که وی یکی از هم‌پیمانان دکتر پیمان به شمار می‌رفت) از روایت فتح عملاًٌ بیرون راند و تا سال 65 پیدایش نشد تا اینکه سال 65 با وساطت برخی از دوستان برای مجری گری برنامه های روایت فتح دوباره دعوت شد و پس از چند ماه ادامه همکاری، رفتارهای او برای آقا مرتضی غیر قابل تحمل شد و بار دیگر از مجموعه روایت فتح اخراج شد.
وی در سال 1387 نامه ای را خطاب به مراجع تقلید و آیت الله العظمی مکارم شیرازی نوشت و در آن شدیداً به ایشان تاخت که چرا حق امام را می‌گیرید و بر چه اساسی وجوهات شرعی را قبول می‌کنید، شما باید این وجوهات را به دفتر مقام معظم رهبری بدهید!همان زمان بود که روزنامه های اصلاح طلب تیتر زدند "توهین بی سابقه نویسنده کیهان به مراجع تقلید!"و چه هو و جنجالی به راه انداختند و بعد در سال 1388 پس از موضع گیری‌های معروف نوری زاد و نامه نگاری‌های تند و توهین آمیز وی به مراجع تقلید، همان‌ها چه نوشتند و چه قدر حامی نوری زاد شدند!(توجه داشته باشد که بیش از 1 سال از این تیتر و آن تیتر نمی‌گذشت)
شاید برای کسی که دور از قضایا باشد باورنکردنی و غیرقابل قبول باشد که نوری زاد ده سال علیه کرباسچی و حزب کارگزاران مقاله نوشت و دم از عدل و عدالت و بی انصافی زد. آنقدر ابوذر ابوذر کرد تا اینکه نام فرزندش را هم ابوذر گذاشت.
روزهایی که سیدمرتضی آوینی شدیداً و از همه طرف زیر هجمه و شانتاژ و باران تهمت و فحاشیِ مصادر قدرت قرار داشت و حتی یک لبخند یا سلام علیک مختصر می‌توانست به او روحیه بدهد، نوری‌زاد به واسطه نان خوردن در محضر اولیاء وقت جام جم، حق سفره را تمام و کمال به جا می‌آورد و از سایه آقا مرتضی هم فراری بود، همین آقا، بلافاصله بعد از شهادت آقا مرتضی در حیاط مسجد ارک، جلوی چشم صدها نفر، طفلک "سعیدقاسمی" را با میکروفن جام جم جلوی دوربین سیّار تلویزیون به باد سین جیم گرفته بود و با ادعاهای درخور دایه‌های مهربان‌تر از مادر و با چشمانی خیس از اشکِ مصلحتی، به سبک آن تمساحِ معروف، از حاج سعید می‌پرسید: «چطور دلت آمد مرتضای ما را ببری توی آن میدان مین؟!» حاج سعید می‌گفت: «این یارو دیگه کیه؟! انگار اون میدون مین رو ما از قصد برای آقا مرتضی چیده بودیم و خودمون سید رو هُل دادیم روی مینِ والمر!»
همین نوری زاد زمانی آن قدر تندرو بود که وقتی دیگران به او توصیه می‌کردند عاقلانه تر بنویسد و کار کند، آنان را تا حد تکفیر می‌کوبید.

 


نوری زاد با نام مستعار زنانه، در یکی از روزنامه های جناح راست مطالب تند می‌زد و همه اصلاح طلبان را به باد انتقاد می‌گرفت و جالب اینکه به قول خودش کلی خواستگار هم پیدا کرده بود!
نوری زاد که در یکی ازمقالاتش "سیدمحمدعلی ابطحی" را به جرم اینکه در ساحل بیروت با شلوارک رفته و دست بر قضا آقای نوری زاد وی را زیارت فرموده، به باد تهمت و اهانت گرفت که چرا لباس مقدس روحانیت را در ساحل آن چنانی بیروت از تن درآورده است!
یکی ازکارگردانان مطرح سینما که چند صباحی با نوری زاد همکاری داشته، درباره وی می‌گوید: نوری زاد آدم ریاکار و متظاهری است. او به هر طریق ممکن از احساسات اطرافیانش سوء استفاده می‌کرد. بعضی وقت‌ها، دم ظهر که نوری زاد به محل کارش در موسسه شهید آوینی می‌آمد، کتش را آرام آویزان می‌کرد و خطاب به چند نفر جوان ساده که همواره دور و برش بودند و او را بسیار مخلص و ... می‌پنداشتند، می‌گفت: امروز صبح خدمت آقا بودم ... آقا به من اظهار لطف فرمودند و مرا بوسیدند. دست آقا بر شانه های کت من خورده ... و آن چنان تقدسی به کت خود می‌داد که آن جوانان ساده آن را می‌بوسیدند

حالا آنهایی که بهتر خبر دارند و از بودجه چند میلیارد تومانی بیت المال برای ساخت برنامه "چهل سرباز" توسط همین نوری زاد که امروز بی حیا و گستاخانه بر همه کس و همه چیز می تازد، مطلع هستند، بیشتر برایمان بگویند.
ببخشید!
افراط و تفریط یعنی چه؟
کسب مال حرام و لقمه حرام چه شکلی ست؟
اینها کی اعتدال را در دوستی و دشمنی خواهند فهمید؟
واقعا لقمه حرام باعث نمی شود آدم به این ضلالت و نفاق بیفتد؟


اما چند سال پیش به دنبال فشارهای پسرش و برخی از بستگان مقیم آمریکا، به دنبال فرصت برای عزیمت به ایالات متحده بود و از آنجا که در حوزه اقتصادی بسیار حسابگر و در حوزه اجتماعی و اعتقادی فوق العاده معامله گراست ، این بار خواست با یک تیر دو نشان بزند، هم ژست روشنفکری به خود بگیرد و هم چهره غرب ستیزی تو خالی را به غرب پرستی تو پر تبدیل کند.
گفتنی است، داستان امثال محمد نوری زاد و تندروی های آن ها چه از یک طرف و چه از طرف دیگر داستانی تکراری در تاریخ است و نفاق و از راه برگشتن ها به هزار و یک توجیه برای آن ها چیز تازه ای نیست برای تاریخ. اما قطعا نکته ای که حائز اهمیت می باشد این است که باید از این رفتارها و شخصیت ها درس عبرت ها گرفت که فردا روزی باز شاهد نباشیم فردی منافقانه این سو و آن سو رفت و هر چه خواست گفت و نوشت آخر هم بگوبد من تازه حقیقت را یافته ام.

 

صفحه سیاسی  پر بیننده ترین  پر حاشیه ترین  پیشنهاد سردبیر  پیشنهاد کاربران  طنز سیاسی  بلوتوث  عکس  فیلم

 

فرزاد : موافق [۶]  -  مخالف [۸]
اين [...] تويه بي بي سي امشب ديدم داره از کشورهاي عربي تعريف ميکنه!که ببينيد انرژيه هسته اي ندارندو نميخان و ببينيد چقدر خوشبختند!!
نميدونم لنگ انداختن واسه آمريکاو اسرائيل خوشبختي مياره؟!وا اسفا[...]وطن فروش
بي نام : موافق [۲]  -  مخالف [۲]
ان شاءالله خدا

همه رو هدايت کنه اون رو هم هدايت کنه شما ها رو هم همچنين .
بي نام : موافق [۱۳]  -  مخالف [۲]
خدا مي داند چه کسي منافق است يا درستکار پس بي خود قضاوت نکنيد . سوال من اين است شما که مي گوييد نوري زاد بد است چرا قبلا که انتقاد نميکرد خوب بود ولي حالا بده شد! پش شما تشخيص مي دهيد کي خوب است کي بد ! ومثل جرج بووش که مي گفت يا با ما باشيد يا اينکه تروريست محسوب ميشيد.
بي نام : موافق [۱۳]  -  مخالف [۷]
محمد نوري زاد حتي لياقت همکاري با شهيد آويني رو هم نداشت.
ماکروني ريکا : موافق [۳]  -  مخالف [۳]
انشاالله حق الزحمه اين اعمال کثيفش رو در اين دنيا و اون دنيا خوب ميبينه.
خدا جاي حق نشسته.
يکي : موافق [۴]  -  مخالف [۱]
نمي دانم براي چه اينجوري قلم زدي. آدمها سرمايه بزرگي هستند براي يک مرز و بوم. دور نيست آن روزي که همکاران خودت تورا تا حد تکفير بالا ببرند. سعي کنيم تا آدم شويم و خوي خصلت حيواني را که لگد مال کردن داشته ها يکي از آن خصلت هاست را دور بريزيم. وقت کردي کمي خودت را نقد کن قبل از آنکه ديگران تخريبت کنند.
احمدي نژاد : موافق [۲]  -  مخالف [۱]
چهره واقعي يک منافق ،آنهائي که به او بها دادند وآن بزرگاني که او را مي پذيرفتند وبه جلساتشان راهش مي دادند،کم تقصير تر از او نيستند،امثال آويني را راندند که همچون اوئي جرات عرض اندام وحضور پيدا کرد،وامان از مال حرام؟!!
احمدي : موافق [۰]  -  مخالف [۲]
متاسفانه اين نظام پر است از اين افراد؟!!چه بسيار از نيروهاي ارزشي را که پا در رکاب وگوش به فرمان امام به معراج رفته وامام حاضر بودند را پا قلم کردند ودست بريدند،آنها را راندند که امثال نوري زاد شده بودند نيروهاي ارزشي وانقلابي،آن بزرگاني که اينها را مي پذيرفتند کمتر از آنها گناهکار نيستند،!!
بي نام : موافق [۴]  -  مخالف [۴]
اميد است روشنگري شما سبب شود تا جوانان چشم و گوش خود راباز کنند و گول ظاهر سازي اين افراد را نخورند
ارسال نظر
|
ارسال به ديگران
نام (اختياري) :
پست الکترونيک (اختياري) :
نظر شما :
شرکت خودرو سازي سايپا